آیا انگلیسی زبان سختی برای یادگیری است؟ زبان انگلیسی تا چه حد دارای ویژگیهای غیر معمول و سخت‌فهم است؟ احتمالا برای یک هلندی یا آلمانی زبان به دلیل قرابت زبان آنها با انگلیسی یادگیری آن چندان سخت نباشد اما آیا به طور میانگین برای مرمان جهان هم همینطور است. یک دیدگاه بسیار شایع این است  که چون در زبان انگلیسی افعال کمتر صرف میشوند یا اسمها جنسیت ندارند بنابراین زبان آسانی است. اما واقعیت این است که عوامل مختلفی در غیرمعمول جلوه‌کردن و سخت‌فهم بودن (weird) یک زبان برای فراگیران دخیل هستند. اخیراً سایت idibon.com با استفاده از اطلاعاتی که از World Atlas of Language Structures جمع آوری کرده پژوهشی انجام داد است که در آن شاخصی به نام weird index تعریف کرده و بر اساس آن زبان انگلیسی در رتبه ۳۳ امین زبان دارای ویژگیهای غیرمعمول و سخت‌فهم از بین ۲۳۹ زبان مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال در این پژوهش هنوز هم زبان انگلیسی از زبانهای مثل آلمانی, هلندی و اسپانیایی weird index پاینتری دریافت کرده است.

اکونومیست

لیموکس

لیموکس نام پروژه‌ای است موفق که توسط شهر مونیخ برای مهاجرت از نرم‌افزارهای کد بسته و انحصاری مایکروسافت به نرم‌افزارهای آزاد و متن باز صورت گرفت. این پروژه بیش از ۱۰ سال طول کشید و موفقیت کامل این پروژه در اواخر سال ۲۰۱۳ میلادی اعلام شد که شامل مهاجرت ۱۵۰۰۰ رایانه شخصی و لپ‌تاپ به نرم‌افزارهای آزاد و متن‌باز با استفاده از توزیع لینوکس لیموکس (یک توزیع بر پایه اوبونتو) به عنوان سیستم عامل و لیبره‌آفیس به عنوان نرم‌افزار اداری است. این شهر اعلام کرد که علاوه بر به دست آوردن آزادی در زمینه انتخاب نرم‌افزار و افزایش امنیت، همچنین توانسته است ۱۱.۷ میلیون یورو (۱۶ میلیون دلار) صرفه جویی کند.

limux_logo

 

بیشتر

تعدادی از دستورهای کاربردی ایمکس

* منوی option:

میتوانیم از منوی options یکسری تنظیمات را اعمال کنیم و درنهایت گزینه save options را انتخاب کنیم تا با این کار تغییرات ایجاده شده در فایل ‎~/.emacs ذخیره و همیشگی شوند.

مثالهای از شخصی‌سازیها

options -> show/hide -> tool-bar -> None

حذف تولبار برای داشتن فضای بیشتر

options -> set default font

تعیین  فونت پیشفرض

options -> show/hide -> fring -> Empty Line Indicators

برای قرار دادن علامتی کنار خطهای که هنوز enter نخورده‌اند( مثل حالت پیشفرض vi)

* تغییر زبان:
از نوار منو مسیر زیر را رفته

Options -> Multilingual Envirenment -> set language Envirenment -> Persian

سپس از همان منوی options گزینه‌ی save options را انتخاب میکنیم تا تغییرات در فایل ‎~/.emacs ثبت شوند.

از این پس برای تغییر زبان از انگلیسی به فارسی یا از فارسی به انگلیسی کافی است کلید ترکیبی C-\‎ را فشار دهید.(هنگامی که زبان به فارسی تغییر میکند در ابتدای خط حالت “Uب” را مشاهده خواهید کرد)

نکته: از کلید میانبری که برای تغییر زبان در محیط دسکتاپ خود تعریف کرده‌اید ( که اغلب alt-shift انتخاب میشود) استفاده نکنید زیرا در اینصورت هنگام صدور فرمانها در echo area به خطاهای مثل ” ‎is undefiend ط-C “برمیخورید و مجبور میشوید برای صدور فرمانها زبان دسکتاپ را به انگلیسی تغییر دهید.
* کار با پنجره‌ها و بافرها

C-x 2 –>

دونیم کردن پنجره‌ی جاری به دو پنجره یکی در بالا و دیگری در پایین با بافر یکسان.

C-x 3

دونیم کردن پنجره‌ی جاری به دو پنجره یکی در راست و دیگری در چپ با بافر یکسان.

C-x ^

پنجره را در طول به اندازه‌ی یک خط بزرگتر میکند.

C-u 4 C-x ^

پنجره را در طول به اندازه‌ی ۴ خط بزرگتر میکند.

C-x }

پنجره را در عرض گسترش میدهد.

C-x +

ارتفاع پنجره‌ها را یکسان میکند.

c-x o

حرکت در بین پنجره‌ها (move the cursor to the other window)
* جستجو و جایگزینی

C-s text

جستجوی رشته‌ی text در بافر به صورت incremental search و از مکان نما به پایین و بدون توجه به حروف کوچک و بزرگ. برای یافتن مورد بعدی(next match) مجددا C-s را فشار دهید.

C-s Text

شبیه بالایی اما با حساسیت نسبت به حروف کوچک و بزرگ

C-r text

جستجوی رشته‌ی text در بافر از محل مکان نما به بالا (backward search)

C-g

برای خروج از حالت جستجو و بازگشت مکان نما به محل اولیه.

M-%

 

جایگزین یک رشته با رشته‌ای دیگر. y برای جایگزینی یک مورد. n برای skip کردن از روی یک مورد. q یا Enter برای خروج
نکته: به جای فشردن پشت‌سرهمِ کلیدهای Alt+Shift+%‎ از فشردن کلید Esc و رهاکردن آن و سپس Shift+%‎ استفاده کنید. این کار برای جلوگیری از تغییر صفحه کلید دسکتاپ (که معمولا Alt-Shift می باشد) است.

M-x replace-string <RET> string <RET> newstring <RET>

جایگزین کردن تمامی موارد یافت شده از یک رشته با رشته‌ی دیگر بدون پرسش.

C-M-s

جستجو با استفاده از عبارات باقاعده

C-M-%

جایگزینی با استفاده از عبارات باقاعده
* برش و چسباندن و برجسته کردن:

C-space

شروع/رهاسازی (به صورت toggle است) مارک کردن یک ناحیه(region)

C-x h

مارک کردن تمام بافر

M-w

کپی کردن ناحیه‌ی مارک شده

C-w

برش دادن ناحیه‌ی مارک شده

C-y

چسباندن (yank) متنی که کپی یا برش داده شده است

C-k

از محل مکان نما تا انتهای خط را برش میدهد (kill rest of line)

C-S-backspace

تمام یک خط را برش میدهد

* غلط یاب

M-$

املاء کلمه‌ای را که مکانما بر روی آن قرار دارد را چک میکند.
نکته: مدی به نام flyspell-mode داریم که وقتی از آن استفاده کنیم, اگر کلمه‌ای را اشتباه تاپپ کنیم آن کلمه قرمز و زیرخط‌دار میشود و میتوانیم با کلیک بر روی آن و انتخاب گزینه‌های پیشنهادی نرا اصلاح کنیم یا اینکه با بردن مکان‌نما بر روی روی آن کلمه و فشردن M-$‎ از بین پیشنهادهای موجود انتخاب کنیم.

M-x ispell-region

غلط یابی ناحیه مارک شده

M-x ispell-buffer

غلط یابی تمام بافر

* خنثی کردن

C-/ یا C-x u یا C-S-_

* خروج از عملیات جاری

C-g

شبیه به Esc در سایر برنامه‌ها
* جابجایی در بافر جاری

C-p

انتقال مکان‌نما به خط قبلی

C-n

انتقال مکان‌نما به خط بعدی

C-a

انتقال مکان نما به ابتدای خط

C-e

انتقال مکان نما به انتهای خط

M-<

انتقال مکان نما به ابتدای بافر

M->

انتقال مکان نما به انتهای بافر

C-v

پایین آمدن مکان نما به اندازه‌ی یک صفحه (page down)

M-v

بالا آمدن مکان نما به اندازه‌ی یک صفحه (page up)

C-l

پنجره را طوری تنظیم میکند که مکان‌نمای جاری در وسط صفحه قرار گیرد.

C-f

جابجایی مکان نما به سمت جلو به اندازه‌ی یک کاراکتر

C-b

جابجایی مکان نما به سمت عقب به اندازه‌ی یک کاراکتر

M-f

جابجایی مکان نما به کلمه‌ی بعدی

M-d

حذف کلمه‌ی پیش‌رو
* کار با بافرها

C-x K

با این فرمان میتوان از میان بافرهای موجود در سشِنِ انتخاب کرده(tab را بفشارید تا لیستی از بافرهای موجود نمایش داده شود) و آن را حذف کرد. به طور پیشفرض بافر جاری را حذف میکند.

C-x C-v

با این فرمان میتوان revert buffer کرد یعنی یک فایل جدید را انتخاب میکنیم محتوی آن در بافر جاری نمایش داده میشود و بافر قبلی از بین میرود

C-x C-w

بافر جاری را در یک فایل دیگر کپی میکند. این فرمان به خصوص برای بافرهای که در فایل مشخصی نیستند( مثل *Message*) و میخواهیم محتویات آنها را داشته باشیم, کاربرد دارد.

C-x C-b

فهرستی از بافرهای موجود در سشن جاری را در بافر *Buffer List* نمایش میدهد که میتوان بر روی نام بافر دلخواه کلیک کرد تا نمایش داده شود یا در بافر *Buffer List* بر روی نام آن بافر اینتر بزنیم.

C-x b

وارد کردن نام یک بافر از میان بافرهای موجود در سشن جاری و جایگزین شدن آن با بافرِ پنجره‌ی جاری.

M-x mode-name

تعیین یک مد خاص برای بافر جاری. مثلا فرض کنید یک شل اسکریپ در فایلی با نام script داریم. هنگامیکه این فایل را با ایمکس باز میکنیم چون پسوند فایل sh یا bash نیست ایمکس مد shell-script را برای آن درنظر نمیگیرد برای اینکه مد شل اسکریپت را برای بافر جاری فعال کنیم از این دستور M-x shell-script استفاده میکنیم.

C-x C-=

بزرگتر کردن اندازه‌ی فونت بافر

C-x C–

کوچکتر کردن اندازه‌ی فونت بافر
‏* مد dired

وقتی C-x C-f را می‌زنیم و مسیر یک دایرکتوری را مشخص می‌کنیم یک بافر جدید با مد اصلی dired با نام همان دایرکتوری باز میشود.

d

دایرکتوری یا فایل مورد نظر را به منظور حذف انتخاب و قرمز رنگ میکند.

x

فایل یا دایرکتوری‌های انتخاب شده را حذف میکند(execute the action)

‎+

ایجاد یک دایرکتوری

ًRet (Enter)

وقتی مکان‌نما بر روی یک فایل یا دایرکتوری باشد برای وارد شدن به دایرکتوریها یا بازکردن فایلها از آن استفاده میکنیم. در این حالت یک بافر جدید برای آن فایل یا دایرکتوری ایجاد میشود.

C-x C-f

ایجاد فایل

g

بافر را تازه میکند. وقتی یک فایل جدید ایجاد میکنیم, در هنگام بازگشت مشاهده میکنیم که اسم فایل جدید لیست نشده است. دراین موارد بافر را refresh میکنیم

m

مارک کردن

u

خنثی کردن یک مارک

‎!

اجرای یک دستور سیستم عامل بر روی فایل یا فایلهای مارک شده. اگر فایلی مارک نشده باشد دستور بر روی فایلی که مکان‌نما بر روی آن است اجرا میشود

S-u

خنثی کردن همه‌ی مارک‌ها

t

مارک شده‌ها را بدون مارک و بدون مارک‌ها را مارک شده میکند.

‎*/

مارک کردن همه‌ی دایرکتوریها

*/ t

مارک کردن همه‌ی فایلها

S-a

جستجو در محتویات فایلهای مارک شده با استفاده از عبارات باقاعده. برای رفتن به مورد بعدی (next match) از M-,‎ استفاده میکنیم.

r

تغییر نام (Rename)

s

مرتب کردن بر اساس نام/تاریخ ایجاد

C-x C-q

دادن قابلیت ویرایش به بافری که مد اصلی آن dired است. در این هنگام نوشته‌ی Editable Dired در mode line ظاهر میشود. برای تغییر نام فایلها مفید است مثلا میتوان با استفاده از C-M-s تمام فایلهای را که داری پسوند html. هستند را به ‎.htm تغییر داد. در نهایت برای اینکه تغییراتی که در بافر ایجاد کرده‌ایم در سطح ساختار فایل و دیسک نیز اعمال شوند باید C-c C-c زد.
‏* مد shell

M-x shell

ورود به مد شل. دستوراتی که در بافرهای معمولی ایمکس برای ویرایش, جستجو و … میباشد در اینجا نیز کاربرد دارند.(اگر یک ترمینال واقعی میخواهید از M-x term استفاده کنید.)

C-<up>

نمایش فرمان قبلی در تاریخچه

C-<down>

نمایش فرمان بعدی در تاریخچه

C-h m

مشاهده‌ی راهنمای مد shell

 

* سایر

M-F10

برای Maximize کردن ایمکس

emacs -mm

شروع به کار ایمکس در حالت maximize

emacs -Q

شروع به کار ایمکس بدون خواندن تنظیمات اولیه از فایلهای مثل ‎~/.emacs

C-x C-c

خروج از ایمکس

F10 یا M-`

انتخاب منو بار

(setq backup-directory-alist `((“.” . “~/.saves”)))

همه‌ی فایلهای پشتیبان به جای اینکه در پوشه ی محل فایلها ذخیره شوند, در پوشه‌ای به نام ‎.save در دایرکتوری خانگی ذخیره خواهند شد.

(setq make-backup-files nil)

با قرار دان این کد در فایل ‎~/.emacs دیگر فایل پشتیبان توسط ایمکس تولید نمیشود.

C-z

‏minimize کردن ایمکس

M-x comment-region

کامنت کردن یک ناحیه

M-x uncomment-region

از کامنت خارج کردن یک ناحیه

M-x compile

کامپایل

M-x recompile

کامپایل مجدد با همان دستور پیشین (که با M-x comile مشخص کردیم)

C-h m

راهنمایی خواستن در مورد مدهای اصلی و فرعی در بافر کنونی

C-h k

راهنمایی خواستن در مورد یک کلید ترکیبی

C-h ?

راهنمای سیستم راهنما

 

مستضعفین

جامعه شناسی طبقه متوسط تهرانی در گفت‌وگو با عباس کاظمی‌ استاد مطالعات فرهنگی

 

تهران چگونه شهر و پایتختی است و تعریفی که می‌توان از تهران به عنوان پایگاه طبقه متوسط ارائه داد چیست؟

تهران از نگاه من شهر بی‌تاریخ است. برخلاف شهرهای بزرگ دیگر ایران (مانند اصفهان، شیراز و…) که پیشینه سنتی نیرومندی دارند شهر تهران «متولد دوره مدرن» است. از این رو می‌توان چنین شهری را نمادی برای مدرنیته ایرانی دانست. تعارضات و همسازی‌های درون آن، خلق تجربه‌های جدید، شکوفایی طبقات جدید، شکل‌گیری فضاهای مدرن شهری، همه می‌توانند نمادی از مدرنیته شهری ایرانی باشند. شاید به همین دلیل است که اسطوره تهران به عنوان نماد مدرنیته در تمامی‌فیلم‌های سینمایی ما موج می‌زند. تهران نقطه آغاز مدرن شدن ما به حساب می‌آید. جنبش مشروطه و فتح تهران یک نقطه آغاز بود و بعد از آن هرچه به جلوتر آمدیم همزمان با تغییر ظاهر شهر، شکل آدم‌ها نیز به تدریج عوض می‌شد، روزنامه و سینما و رسانه‌های دیگر به میان زندگی مردم آمدند، تهرانی‌ها به تدریج با نظامی‌اداری همسفره شدند که برای‌شان کار را از فراغت روزانه و فراغت آخر هفته معنادار می‌کرد. به تدریج که فراغت اشکال متنوع‌تری به خود می‌گرفت، شهر متناسب با تغییر ذائقه مردم، فضاها و حیات روانی خاص خود را پدید می‌آورد. چنین رویدادهایی به معنای شکل‌گیری طبقات جدیدی است که هویت‌شان را با شهر مدرن و در شهر مدرن کسب کرده‌اند. این همان چیزی است که ما از پیوند میان تهران و شکل‌گیری طبقات متوسط جدید سخن می‌گوییم. خلق و ظهور طبقه متوسط شهری با ظهور تهران همزمانی داشته است. هرچه طبقات متوسط گسترش می‌یافتند تهران بزرگتر و مدرن‌تر می‌شد. به همین دلیل تهران را می‌توان شهر طبقه متوسط به شمار آورد.

چرا عموما تهران را شهری مطلوب برای زندگی طبقه متوسط ایران می‌دانند؟

زندگی در تهران همانند همه کلان شهرهای مدرن عقلانیت خاص خود را می‌طلبد. طبقه‌متوسط تهرانی نیز حول همین عقلانیت جدید که تا اندازه زیادی تحت تاثیر اقتصاد پولی و فرهنگ مبتنی بر آن است شکل می‌گیرد. همین فرهنگ در بیان زیملی، حیات ذهنی خاص خود را در تهران پدید می‌آورد. حیات ذهنی شهر باید با آهنگ زندگی در شهر متناسب شود و همین امر آدم‌های ساکن در آن را دائما در شرایط تغییر قرار می‌دهد. از دیگر سو آدم‌هایی که در تهران ساکن می‌شوند به گونه‌ای تمنای استقلال دارند. شهری چون تهران میدان‌های عمل آدمی ‌را توسعه می‌دهد و امکانات بیشتری برای آزادی فردی ایجاد می‌کند. بنابراین باید روشن شده باشد که تهران به دلیل آزادی‌های شخصی و فردی که به افراد می‌دهد به عنوان جایگاه مطلوب زندگی فردی بدل شده است. تهران با فردیت ساده‌تر کنار می‌آید چرا که یگانه شهری است که افراد بیگانه را به سادگی در آغوش می‌گیرد و به شهروند خود بدل می‌کند (و البته با تیزبینی می‌توان پی برد که گویا در این «به سادگی» نوعی فریبکاری نهفته است). یک اصفهانی پس از سال‌ها زندگی در تبریز هنوز اصفهانی است و تبریز نمی‌تواند او را به یک شهروند تبریزی بدل سازد اما تهران، شهروندان خود را از میان همه گونه‌های ایرانی انتخاب می‌کند و ابایی ندارد از اینکه همه تهرانی باشند.

تهران خود روستایی‌زاده است و اگر پیشینه روستایی تهران را به یاد آوریم هضم فرهنگ‌های متفاوت در تهران قابل درک‌تر می‌شود. این جریان متناقض وقتی آشکار می‌شود که تهران به‌رغم پذیرش آدم‌ها به همان صورت اولیه بر آنها رنگ خاصی می‌افزاید و همه آنها را زیر چتر فرهنگی مسلط خود یعنی تهرانی بودن جای می‌دهد و به تدریج از آنها می‌خواهد که متناسب با الگوی معیار عمل کنند. به بیان دیگر حیات بیرونی شهر به درون حیات روانی انسان‌های آن رخنه می‌کند و ارزش‌ها و معیارهای آنها را دگرگون می‌سازد. اینجا همان چیزی شکل می‌گیرد که من از آن با مفهوم تهرانیت یا ایدئولوژی تهرانی بودن یاد می‌کنم. تهرانی بودن در زمانه ما نماد اصالت و لهجه تهرانی زبان و لهجه معیار شده است و به همان نسبت پوشش و سبک زندگی آن نیز معیاری برای سایر فرهنگ‌های دیگر ایرانی شده است. تهران از همه فرهنگ‌های ایرانی مهاجر می‌پذیرد و این گونه روحیه متساهل خود را به رخ می‌کشد اما از سوی دیگر فرهنگ خاص خود را بر فرهنگ عام ایرانی تحمیل می‌کند.

چرا امروزه، تهرانیت به فرهنگ معیار ایرانی بدل شده است؟

این خصیصه فرهنگ زندگی تهرانی تنها با نوعی الگوی امپریالیستی که فرهنگ شهرستان را تحت پوشش و تاثیر خود قرار داده قابل شناسایی است. همان‌طورکه گفتم، مطلوب بودن زندگی در تهران با ایدئولوژی امپریالستی تهران مرکزی قابل فهم است. مادامی‌که تهران مرکز و نماد پیشرفته‌ترین شهر مدرن ایرانی است، فرآیند گسترش و توسعه آن ادامه خواهد داشت و خروج اجباری یا تشویقی جمعیت از شهر چاره کار نخواهد بود. جاذبه‌های پایتخت از ابعاد مختلف آن موجب جمعیت حاضر شده است. چاره را باید در اهمیت دادن به توسعه برابر و متوازن سایر شهرها دانست و نه مهاجرت جمعیت.

طبقه متوسط در تهران چه ویژگی‌هایی از شهر تهران می‌گیرد و چه ویژگی‌هایی بدان می‌بخشد؟

تصویری که من از زندگی روزمره طبقه متوسط در تهران دارم تصویر مثبت و روشنی نیست. تهران به‌رغم آزادی‌ها و هویت‌هایی جدید که به ساکنانش اعطا می‌کند به دلیل ساختارهای فضایی و شهری معیوبش، زندگی روزمره را با تنش‌های مداوم، استرس‌ها و تشویش‌هایی همراه می‌کند که خاص شهرهای مدرن جوامعی چون ایران است. یکی از ویژگی‌های شهر تهران فضاهای فقیر و معیوب آن است به گونه‌ای که فضاهای عمومی ‌شهری نیز به سمت شخصی شدن میل می‌کند. به بیان لفور فضا فقط ظرفی نیست که روابط در شهر در آن جریان بیاید بلکه فضا شکل‌دهنده (غنی یا فقیرکننده) زندگی روزمره در شهر است. این فضاهای معیوب شهری به زندگی روزمره و رفتارهای موجود در آن شکل می‌دهند. بی‌تردید فضاهای موجود فضاهایی مهندسی شده هستند که تکنوکراتهای شهرداری در ساختن آنها سهیم بوده‌اند. این همان فضای مفهوم‌سازی شده است که مشارکت مردم، شکل‌گیری جمعیت و شبکه‌های کنش متقابل را با مشکل مواجه می‌کند.

از سوی دیگر با فضاهای زیسته شده هم روبه‌رو می‌شویم. فضاهایی که مردم خود در تجربه‌های روزانه بر می‌سازند. در عین حال چنین فضای زیسته شده‌ای همواره نمی‌تواند فضایی مثبت و سازنده باشد و در بسیاری از مواقع بر جمعیت‌گریزی مبتنی است. این‌چنین است که زندگی طبقه متوسط شهری در ایران کاملا به صورت فردی و خانوادگی می‌گذرد و جز در برهه‌های نادر و استثنایی ما نشانی از شبکه‌های زندگی در میان این جمعیت شهری نمی‌بینیم. به اعتقاد من فضای موجود در شهر تهران در شکل‌دهی به نوعی انزواگرایی، شهر گریزی و ایجاد جامعه بی‌تعامل نقش مهمی ‌دارد. چنین فضاهایی آدمی‌ را از زندگی تهی می‌سازد در عوض روابط سوء، بدفهمی‌ها و نظایر آن را تسریع می‌کند. اما هنگامی‌که از طبقه متوسط سخن می‌گوییم، لاجرم با مفهوم مصرف و سبک زندگی نیز در ارتباط قرار می‌گیریم. طبقه متوسط در درجه اول به واسطه نوع فراغت و شکل مصرف خود با طبقات دیگر و از جمله طبقه متوسط سنتی متمایز می‌شود. این مصرف و بسیاری از مولفه‌های سبک زندگی در فضاهای شهری و در جمعیت ممکن می‌شود. طبقه متوسط به دلایل مختلف و از جمله نمایش بدن، کسب هویت و معنا بخشی به زندگی به جمعیت نیاز دارد. جمعیت نیز در فضاهای شهر ممکن می‌شود.

اما همان‌طور که پیش از این گفتیم به دلیل فقر فضاهای عمومی‌و شهری در تهران، طبقه متوسط شکل زندگی خاص خود را در تهران دارد. یکی از ویژگی‌های زندگی تهرانیان فراغت خانه محور آن است. اهمیت خانه را در زندگی تهرانی‌ها نمی‌توان دست کم گرفت. به موازت اهمیت یافتن خانه از اهمیت شهر و توجه بدان کاسته می‌شود. تقابلی که میان خانه – شهر افکنده می‌شود، تهرانی‌ها را میان دو فضای آشنا و غریبه قرار می‌دهد. تردیدی نیست که در اینجا شهر فضایی غریبه بیش نیست و حداکثر تلاش صورت گرفته برای رفع معضل این بوده است که به شهروندان تلقین کنیم که شهر ما همان خانه ماست. در حالی که چنین شعاری به لحاظ نشانه‌شناسی تایید‌کننده این نکته است که فضای شهر در ذهنیت مردم فضایی غریبه است. این میزان غریبگی از فضای شهری خود را در خیابان‌های شهر و شلوغی‌های آن، در بی نظمی‌ها و آشفتگی‌های موجود نشان می‌دهد.

ما در اینجا با سه فضا رویاروی هستیم. فضای خانه آنچنانکه شرح دادم از قدرت زیادی در زندگی تهرانی‌ها برخودار است. فضای اداره که فضای قدرت دولت است و فضای شهر و خیابان‌های آن که نوعی فضای واسط و بینابینی را برای شهری‌ها شکل می‌دهد. از نظر من هم فضای اداره و هم فضای شهر برای مردم فضای غریبه به حساب می‌آید و مردم علاقه‌مندند آن دو فضا را به سود فضای خانه تسخیر کنند. در اینجا برخلاف شهرهای مدرن غربی، نوعی مستعمره شدن معکوس رخ داده است. از سوی دیگر هنگامی که می‌بینیم‌ خیابان‌های شهر به واسطه دو قدرت خانه و دولت مورد تهدید واقع می‌شوند با نوعی مستعمره شدن مضاعف نیز مواجه می‌شویم. خیابان در این جا صحنه جدال دو فضای دیگر است، امری که زندگی روزمره در خیابان را هرچه بیشتر سیاسی می‌کند.

قشرهای موجود در طبقه متوسط تهران و طبقه برآمده از تحصیلات و درآمد و سبک زندگی تا چه میزان با هم همگن هستند؟

تصور می‌کنم که طبقه متوسط طبقه‌ای همگن و یکدست نباشد از سوی دیگر باید به یاد داشته باشیم که طبقه متوسط برساخته‌ای نظری است و در واقعیت وجود ندارد و به گروه‌های نامتجانسی اشاره می‌کند که در درجه اول برآمده از فرآیند نوسازی و شکل‌گیری شهر مدرن هستند بنابراین وقتی از طبقه متوسط سخن می‌گوییم، طبقه متوسط مدرن را مدنظر داریم. چرا که می‌توان از طبقه متوسط سنتی(روحانیت و بازار) نیز سخن گفت. همان‌طور که گفتم طبقه متوسط نامتجانس است و خود یک شکل ندارد. می‌توان به طور کلی دسته‌بندی از طبقات متوسط جدید در ایران ارائه داد. اولین شکلی که از طبقه متوسط به ذهن ما می‌آید طبقه یقه‌سفیدان شاغل در مشاغل خدماتی است. غالب این افراد در مشاغل دولتی مشغول به کارند. به استثنای مشاغل دون رتبه خدماتی که نیاز به تخصص بالا و تحصیلات لازم ندارند سایر کارمندان چون معلمان، پرستاران، استادان دانشگاه، پزشکان و مهندسان در این بخش جای می‌گیرند. دومین شکل از طبقه متوسط در تهران می‌توان در صنایع خصوصی و کارخانه‌ها و شرکت‌های خصوصی یافت شود. سومین دسته از طبقه متوسط به گونه‌ای به فعالیت بازار و تجارت (به استثنای بازار سنتی) مشغول‌اند. دسته چهارم به مشاغل روشنفکرانه آزاد ارجاع دارد که در نقش هنرمندان، نویسندگان و سایر مشاغل مرتبط خود را نشان می‌دهد. هرچند چنین دسته‌بندی خالی از اشکال نیست اما پراکندگی و نامتجانس بودن طبقه متوسط را نشان می‌دهد. در هریک از این دسته‌بندی‌ها متغیر درآمد، تحصیلات، مصرف و سبک زندگی جایگاه متفاوتی خواهد داشت.

تعاملات و تقابلات طبقه متوسط شهری تهران با سیستم قدرت چیست؟

نبض شهر در دستان طبقه متوسط است از این رو این طبقه قدرت زیادی در اداره شهر دارد اما همواره سهم این قدرت و توان لحاظ نمی‌شود. از سوی دیگر از آنجا که ارزش‌های این طبقه ارزش‌های آینده جامعه است تعارضات ارزشی و هنجاری میان این طبقه و سایر طبقات و دولت اجتناب ناپذیر بوده است. یکی از مهمترین تعارضاتی که از پیش از انقلاب تاکنون ادامه یافته است ارزش‌های نوخواهانه این طبقه است که با انگ ارزش‌های غربگرایانه همواره به حاشیه رانده شده است. همان‌طور که احمد اشرف و بنوعزیزی(۱۳۸۷) در کتاب «طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران» نشان دادند در نظام سابق نسبت به رویکرد غربگرایانه طبقه متوسط بدبینی وجود داشت. تداوم این بدبینی را در زمانه ما در بازنمایی‌های رسانه‌ای (چون سریال‌های تلویزیونی)و در سیاستگذاری‌های فرهنگی علیه رفتارها و سبک زندگی این طبقه می‌بینیم. بنابراین طبقه متوسط همواره یک دیگری بوده است.

به همین دلیل من ایده طبقه فرودست و اقلیت را برای طبقه متوسط ایرانی قابل کاربرد می‌دانم و معتقدم شکل جدیدی از اقلیت و فرودستی که آن را فرودستی فرهنگی- اجتماعی می‌دانیم در ایران شکل گرفته است که دیگر با سرمایه اقتصادی قابل فهم نیست. این شکل فرودستان جایگاه مناسب و درخور‌شان را به لحاظ اجتماعی- فرهنگی در جامعه ندارند. مثلا ارزش‌هایی چون آزادی حتی به بیان راب شیلذر آزادی در خرید سبک زندگی یکی از مهمترین ارزش‌های طبقه متوسط است. اما سبک زندگی که به آزادی در انتخاب لباس، شیوه گذران فراغت و نظایر آن ارجاع دارد همواره برای سیاستگذران ما مساله بوده است و همواره سبک زندگی طبقه متوسط محل منازعه فرهنگی بوده است. همواره ارزش‌ها و سبک زندگی طبقه متوسط نماد غربزدگی و ارزش‌های طبقات سنتی نماد اصالت دانسته شده است. بنابراین می‌توان گفت که دولت‌ها درایران هیچ گاه میانه خوبی با طبقات متوسط نداشته‌اند.

در تبیین طبقه متوسط در تهران از واژه فرودستی استفاده کردید. این فرودستی به چه معناست؟

فرودستی مفهومی عام است برای توضیح اشکال گوناگون فرودستی چون فرودستی طبقاتی، جنسیتی، قومیتی و نظایر آن. مفهوم فرودستی و فرادستی به جای دوگانه معروف مارکسی طبقه محکوم و طبقه حاکم نشسته است. این مفهوم ظرفیتهای بیشتری برای تحلیل نابرابری‌های اجتماعی در جامعه در اختیار ما می‌گذارد. صاحبنظران مطالعات فرهنگی با این مفهوم توانسته‌اند اشکال جدید نابرابری‌های اجتماعی را که تاکنون مغفول نهاده شده بود مورد توجه قرار دهند. از سوی دیگر مفهوم فرودستی اجازه می‌دهد تا گروههای نامتجانس به لحاظ هویتی بتوانند به صرف فرودست بودن در کنار یکدیگر درک شوند. جنبشهای بزرگ اجتماعی با چنین مفهومی بهتر توضیح داده می‌شود. در هر صورت این مفهومِ به ظاهر کوچک، داستان بلندی دارد. آنچه من در بالا گفتم تاکیدی بود بر اینکه طبقه متوسط در ایران به شکلی از فرودستی فرهنگی بدل شده است. به این معنا که اگرچه در برخی ابعاد طبقه متوسط در جامعه وضع خوبی دارد اما به لحاظ اینکه جایگاه مناسبی در قدرت ندارد همین طور در بازنمایی‌های رسانه‌ای از موقعیت مناسبی برخوردار نیست و در سیاستگذاری‌های فرهنگی به محدودیت‌هایی دچارشده است در نتیجه می‌توان آن را بخشی از گروه‌های فرودست جامعه لحاظ کرد. هنگامی که شما ارزش‌های فرهنگی یک طبقه را مبتذل جلوه می‌دهید و روز و شب برای کنترل آن برنامه ریزی می‌کنید در واقع آن طبقه را در موقعیتی فرودست قرار داده‌اید.

سیاستی همچون طرح هدفمند کردن یارانه چه تاثیری به لحاظ جامعه شناختی بر طبقه متوسط تهرانی خواهد داشت؟

مواجهه با طبقه متوسط چنانچه که پیش از این گفته شد صرفا در دولت فعلی ریشه ندارد اما دولت فعلی مواجهات جدی‌تری با این طبقه داشته است. طرح هدفمند کردن یارانه‌ها البته طرح دولت مشخصی نیست اما پیامدهای آن عمیق و نامکشوف خواهد بود. حتی ممکن است این طرح به استقلال هرچه بیشتر طبقه متوسط از دولت کمک کند. اگرچه در کوتاه مدت در مجموع سیاست‌های اقتصادی به تضعیف هرچه بیشتر طبقه متوسط منجر شده است اما در بلند مدت این نوع طرح‌ها می‌تواند نقش مثبتی برای استقلال جامعه ما از دولت داشته باشد. می‌دانیم که دولت‌ها در ایران هرچند سیاست‌هایی در جهت محدودیت‌های بیشتر این طبقه اعمال کرده‌اند اما نتیجه برنامه‌های توسعه آنها به گسترش بیشتر این طبقه منجر شده است. اگر دولت‌ها بخواهند وضعیت اقتصادی مردم را بهبود بخشند، سطح سواد و آگاهی مردم را بالا ببرند و در نهایت کیفیت زندگی مردم را ارتقاء دهند درواقع به توسعه طبقه متوسط کمک کرده‌اند.

طبقه متوسط ساکنان تهران با طبقه متوسط شهرهای دیگر چقدر همسانی یا شباهت دارد. سبک زندگی طبقه متوسط تهران چقدر با سبک زندگی طبقه متوسط شهرهای بزرگ دیگر ایران متفاوت است؟

احتمالا مشابهت‌های زیادی می‌توان در میان طبقه متوسط تهران و شهرهای بزرگ دیگر یافت به این دلیل که طبقه متوسط در ایران همه جا می‌تواند از الگوی مشابهی در مصرف و سبک زندگی برخوردار باشد اما هر شهر خصائص فرهنگی خود را نیز بر محتوای رفتاری طبقه متوسط خود رنگ‌آمیزی می‌کند بنابراین تهرانی‌ها همان‌طور که گفتم در چارچوب همان الگوی رفتاری معیار و ایدئولوژی تهران مرکزی در بسیاری از مواقع برای طبقات متوسط شهرهای دیگر الگو‌سازی می‌کنند. نکته دیگر دسترسی‌های گفتمانی است که به‌نظر می‌رسد برای تهرانی‌ها متکثرتر و مطلوب‌تر است. همین طور می‌توان به تفاوت فضایی شهر نیز در تفاوت سبک زندگی اشاره کرد.